خرید بک لینک
داشتم عکسای کلبه جنگلی هارو سرچ می کردم و ورق میزدم یکیشون چشممو گرفت اومدم قسمت نظراتدیدم یکی به اسم صادق یه کامنت خیلی خیلی جالب گذاشته این صادق واقعا یه دیپلمات و سیاست مدار درجه یکه دردش بخوره تو سر امیر عبدالهیان !ببینید این ادم چقدر باهوشه و با چه ظرافتی انتقادهاش رو مطرح کرده جوری که حتی صاحب کلبه رو هم گول زده!آدم باهوش به صادق میگناوقتی نظرش رو می خونی اولش احساس میکنی میخواد تعریف و تشکر کنه ولی دقیقتر که توجه میکنی میبینی مشکلاتی که داشته رو چه خوب و توی جملات غیر تکراری بیان کرده دونه دونه، یه جوری هم گفته که صاحب کلبه احساس خطر نکنه و نظرش رو پاک کنه! مشکل وجود پشه و حشرات رو توی کلبه اینطور مطرح کرده اولش بطور پیشنهادی به مسافرا گفته حشره کش ببرن، و در ادامه مشکل و بیان کرده ویوی خوبی داره ولی باید پشه بند بزنی بعدش نشون داده توی کلبه هم حشرلت و پشه هست از دست حشرات توی داخل کلبه!پس این کاستی از افرادی بوده که کلبه رو اجاره دادن. یا مثلا اینکه سگ تا صبح دور کلبه شون واق واق کرده رو گفته ماشالله سگای مهربون و باهوشی ام بودن!!بعد در جمله پایانی بجای اینکه بگه برقتونم که واسه عمه اتون خوبه،میگه انشالله مشکل برق هم حل بشه

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1402 ساعت: 13:10

گرمای جنوبدارم فکر میکنم مردم تو جنوب چه جوری میتونن اون گرمای وحشتناک رو تحمل کنن ؟!یعنی گرمای هوا انقد زیاده که کوچ میکنن شهرهای سردسیر ؟! یعنی فرار رو بر قرار ترجیح میدن ؟ یعنی گرما هم زندگی رو انقد مختل میکنه که مردم کوچ کردن رو ترجیح میدن ؟!یاد زمستون میوفتم که اوایل سرکار رفتنم صبح تو برف گیر کردم و نرفتمگلی خانم میگفت تو خوزستان اصلا کولر جوابگو نیست ، میگفت انقد گرمه که خود کولر از گرما میسوزه :-/سلام صحرا خانوم چیزهایی که در مورد خوزستان نوشتین هم درسته و هم غلط!درسته چون گرما طاقت فرساست و گاهی غیر قابل تحملولی هنوز هم میلیونها هر روز این گرمای وحشتناک رو تحنل می کنند ولی همه مهاحرت نمی کنندکولرها هم مخصوص اب و هولی گرمه و نمی سوزه ولی خب گرما بیداد میکنه بخصوص در فثل خرما نزون که از همین حالا شروع شده و تا رسیدن خرماها ادامه داره

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 17:22

برداشت روزمرد مغازهدار زد توی گوش خانم مشتری!مردم سرزنش کردند که چرا زن مردم را زدی؟ گفت: اول او زد! من بایستم از یک زن کتک بخورم؟مردم تحسین کردند!برداشت قدیممن گم شدم. پدر آنقدر دنبالم گشت تا پیدایم کرد؛اما وقتی پیدا کرد، سرزنش هایش شروع شدپدرجان چرا سرزنش کردی؟من نوجوان بودم؛ غرور داشتم؛ کاش گذاشته بودی گم شوم. تا یاد بگیرم خودم راهم را پیدا کنم. مادر بیش از حد دلسوز بود!پدر هم همینطور بیخودی حرص می خوردند اعصاب خودشان و مارا خراب می کردند

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 16:11


خواب ازخیال های عاشقانه جاری میشود و رویا در بستر حقیقت جای میگیرد
رویا همیشه از سرزمینی دوردست و زیبا می آید
از سرزمین خیالهای عاشقانه و پروانههای رنگین.
مثل چشمهای زلال که از کوه بلندی جاریست به امید رسیدن به دریا

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 16:11

شبث ابن ربعی مدحجی Shabas ebneh rebeii modhedji

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 16:11

صفحه بندی